نظر علي الطالقاني

435

كاشف الأسرار ( فارسى )

فيض پيش آمده‌اند و چون سخنان ايشان به سر حدّ برهان و وضوح نرسيده و كلمات بعضى از ايشان با ظاهر شرع به فهم ما مطابق نيامده و مع ذلك شايد ذكر آنها باعث اغتشاش بعضى شود ، بساط آنها را برچيديم و نيك و بد آنها را به هم پيچيديم و هو العالم . خاتمه در بيان نمونه‌اى از مقام و احسان و انعام محمد و آل محمد است صلوات اللّه و سلامه عليهم اجمعين ؛ و در آن دو مطلب است . مطلب اول در بيان وسيله و لوا و مقام محمود و تقسيم جنت و نار . و هر يك از اينها در احاديث عامه و خاصه متواتر است . هر كه را در تواتر تأملى باشد رجوع به كتاب غاية المرام و كتب مجلسى ( قدس سره ) نمايد و ما تيمّنا و تبرّكا كتاب خود را به آنچه در حق اليقين است زينت مىدهيم . كلينى و صدوق و على بن ابراهيم ( قدس سرهم ) و ساير محدّثين به سندهاى صحيح و معتبر از حضرت صادق ( ع ) روايت كرده‌اند كه حضرت رسالت ( ص ) فرمود هرگاه از خدا سؤال كنيد از براى من ، وسيله را سؤال كنيد . پرسيدند كه وسيله چيست . فرمود آن درجهء ماست در بهشت و هزار پايه دارد و از پايه‌اى تا پايه‌اى يك ماه راه است به دويدن اسب نجيب عربى و پايه‌هاى بعضى از زبرجد است و بعضى از مرواريد است و بعضى از ساير جواهر و بعضى از طلا و بعضى از نقره و بعضى از عود و بعضى از مشك و بعضى از عنبر و بعضى از نور . پس بياورند آن را در روز قيامت و نصب كنند با درجهء ساير پيغمبران و آن در ميان آنها ممتاز باشد مانند ماه در ميان ساير ستارگان . پس نماند در آن روز پيغمبرى و نه شهيدى و نه صدّيقى مگر آنكه گويد خوشا حال كسى كه اين درجهء او است . پس منادى ندا كند كه جميع پيغمبران و صدّيقان و شهداء و مؤمنان بشنوند كه اين درجهء محمد است . پس حضرت رسول ( ص ) فرمود كه من در آن روز بيايم و جامه‌اى از نور پوشيده باشم و تاج پادشاهى و اكليل كرامت بر سر داشته باشم و على بن ابى طالب ( ع ) در پيش روى من رود و لوا و علم من در دست او باشد و آن لواى حمد است و بر آن لوا نوشته باشد لا إله الّا اللّه ، محمّد رسول اللّه ، المفلحون هم الفائزون باللّه .